--> <Mahtab's Blog>

Saturday، October 25، 2008


زاهد برو که طالع اگر طالع منست
جامم به دست باشد و زلف نگار هم




2 comments

Friday، October 17، 2008


آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشتست وگر باده مست


2 comments

Sunday، October 05، 2008


بردار فاصله گاهی خودش را به رخ میکشد.
و من حیران که بر سر بردارم یا در انتهایش؛
این فاصله آیا از من پای میگیرد و تا آن زندگی پر میکشد
یا من دورم از مبدأم و بر انتهای بردارم؟
نمیدانم این چیست و من که ام.
این فاصله که گاهی دست دلم را میبندد
که به هیچ جز یاد روزهای رفته نرود.
میدانم که فاصله از بعد مسافت بین من و خانه فرا رفته است.
که دیگر آنجا هم که باشم آرام ندارم.
که در گذشته هم آرام نخواهم داشت.
هیچ هم نمیخواهم از جان گذشته
نه حتی آرزوی تکرارش در دلم نیست.
شاید تنها این است که میدانم دیگر دست که دراز کنم به چنگم نمی آید.
کم کم پیوندم را از همه چیز میگسلم
و از من گذشته بیگانه میشوم
تا کمتر به چشمم بیاید.


4 comments

This page is powered by Blogger. Isn't yours?